صفحه ٨٦

همين وجود بسيط است كه با تمام هستى همه چيز دارد. پس ارتباط روح با بدن تنها در يك سطح خلاصه نمى‌شود. البته ممكن است نقطه‌اى از مغز، محل اتصال روح با بدن باشد، اما اتصال به همان معناى وسيع و گسترده همانند اتصالى است كه راس مخروط، با سطح مستوى دارد. با اينكه مخروط حجم است و آن هم سطح است، سطح است كه مى‌تواند با راس مخروط اتصال پيدا كند، ولى اگر سطح اتصال پيدا نكرد، بدين معنى است كه در اين نقطه بين آنها فاصله‌اى نيست. ارتباط روح و بدن، از نظر ديگرى مانند اتصال سطح دو كُره با يكديگر است، با اينكه هردو سطحند، اما اتصال آنها در سطح انجام نمى‌گيرد.
   به هر حال، مسائلى از اين قبيل، نشان از پيچيدگى روح دارد كه شناخت آنها به سادگى ميسر نيست. حضرت امام ـ رضوان الله تعالى عليه ـ مى‌فرمودند: شايد روايت «مَنْ عَرَف نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ» تعليق به محال باشد؛ يعنى چون نمى‌شود حقيقت روح را شناخت، لذا گفته‌اند: هر كس روح را بشناسد، خدا را مى‌شناسد. معناى ديگر روايت اين است كه مسائل روح را به سادگى نمى‌توان حل كرد، اگر همان مسائل قابل شناخت روح را هم بشناسيم خيلى چيزها براى ما حل مى‌شود. براى حل بيشتر معضلات روح، بايد منتظر بود كه معرفت بشر در اين مورد بالاتر برود تا انشاءالله تمامى معمّاها حل شود.
 
9. آيا مى‌توان توسط روح از گذشته و آينده خبر داد؟
پاسخ: آرى، كسانى هستند كه از حوادث گذشته و آينده آن‌چنان خبر مى‌دهند كه گويى آن را مى‌بينند و حتى به ديگران نشان مى‌دهند و بعد از چند روز يا چند سال همان واقعه اتفاق مى‌افتد و اين جريان، هم در مورد كارهاى مرتاضان و هم در كرامات و معجزات انبيا با تجربه ثابت شده است.