صفحه ٧٤

آنها فراهم شود، به‌طور غير ارادى و بدون تصميم‌گيرى قبلى ايجاد مى‌شوند، اگر شرايط تبديل انرژى الكتريكى به انرژى نورانى يا حرارتى مهيا باشد، حتماً تحقق پيدا مى‌كند و اگر شرايط موجود نباشد، تبديلى صورت نمى‌گيرد. لامپ تصميم نمى‌گيرد كه روشن شود يا نشود. هر نوع فعاليت ديگرى هم كه در عالم ماده تحقق پيدا كند، از همين قبيل است، ولى ما مى‌توانيم تصميم بگيريم كه فلان كار را انجام بدهيم يا ندهيم. من مى‌توانم در حين سخن گفتن سكوت كنم و دوباره شروع كنم شما هم مى‌توانيد اين عمل را انجام دهيد. هيچ عامل اجبارى كه قدرت تصميم‌گيرى را از انسان سلب كند و او را وادار به كارى نمايد در بين نيست. تصميم‌گيرى، خوددارى، ايثار و بسيارى از مفاهيم متعالى ديگر كه در ارزشهاى انسانى مطرح مى‌شود، مواردى است كه ناشى از قدرت اراده و انتخاب و اختيار است، اما كسانى كه براى روح وجودى مستقل از بدن قائل نيستند و قدرت تصميم‌گيرى و اراده را در انسان قبول ندارند، معتقدند كه اين ويژگيها از قبيل انعكاسهاى شرطى است، ولى توضيح صريحى ندارند كه شرطيّت يعنى چه و چه چيزى شرطى مى‌شود و چگونه شرطى مى‌شود آيا در اينجا، ادراك واسطه شرطى شدن است يا خير و اگر ادراك، واسطه است، اين ادراك مربوط به جسم است يا روح؟
 
نتيجه گيرى از اين بخش
از آنچه گفته شد به اين نتيجه رسيديم كه اولا: روح مستقل از بدن است و اصالت و هويت انسانى، به روح اوست.
   ثانياً: ارتباط روح با بدن در دو مرحله است، يكى در حال خواب و ديگرى در حال بيدارى. متقابلا قطع رابطه هم دردو مرحله انجام مى‌گيرد، يكى در حال خواب و ديگرى در حال مرگ. ثالثاً: بسيارى از افعال انسان در واقع از انسانيت