صفحه ٦٩

فقط قواى ادراكى و حسى او ضعيف مى‌شود؛ يعنى، دركهاى حسى نيز به‌طور كلى در حال خواب از بين نمى‌روند، به اين دليل كه اگر شخصى را كه در حال خواب است صدا بزنيد از خواب بيدار مى‌شود، اگر صدا را نمى‌شنيد بيدار نمى‌شد.
 
آيا فرد خوابيده، اول صدا را مى‌شنود و بعد بيدار مى‌شود يا بر عكس؟
سؤال ديگرى كه در همين رابطه مطرح مى‌شود اين است: آيا وقتى كه انسان خوابيده را صدا مى‌كنيد، اول صدا را مى‌شنود بعد بيدار مى‌شود يا اينكه اول بيدار مى‌شود بعد صدا را مى‌شنود؟ منشأ شبهه اينجاست كه اگر او در حال خواب است، پس چگونه مى‌شنود؟ و اگر مى‌شنود پس چطور خواب است، چون در حال خواب كسى نمى‌تواند صدا را بشنود. شايد پاسخ اين باشد كه او در حال خواب هم صدا را مى‌شنود، منتها به صورت خيلى ضعيف و توجه روح در حال خواب به بدن خيلى كم است و وقتى كه صدايى قوى يا صداى كسى كه روح نسبت به آن حساس است به گوش برسد، در آن صورت بيدار مى‌شود و اين هم يكى از رازهاى عجيب روح است كه نسبت به صداهاى خاصى زودتر پاسخ مى‌دهد اين موضوع را روان‌شناسان هم آزمايش كرده‌اند، در محيطى كه چند بچه با مادرانشان خوابيده‌اند، وقتى صداى گريه بچه‌اى بلند مى‌شود، مادر همان بچه! از خواب بيدار مى‌شود با اينكه صدا به گوش همه به‌طور يكسان مى‌رسد، اما حساسيت مادر نسبت به صداى فرزند خود به مراتب بيشتر است. بعضى مادران گاهى با صداهاى بلند ديگران هم بيدار نمى‌شوند، اما همين كه صداى فرزندشان بلند مى‌شود از خواب بيدار مى‌شوند.
   البته مسائل فرعى ديگرى نيز در همين زمينه وجود دارد، از جمله اين است كه: آيا بعد از مرگ هيچ رابطه‌اى بين روح و بدن وجود دارد يا خير، شواهدى موجود است كه بعضى افراد تا سالها بعد از مرگ، بدنشان سالم مى‌ماند و اين سلامت بدن