صفحه ٦٢

عنوان «حس ششم» مطرح مى‌كنند. به هر حال تقريب ادعاى شيخ به اين صورت بر اتقان آن ضربه مى‌زند، اما تقريب آن به اين صورت كه: مقصود شيخ تكيه بر مقدمات اين بيان نيست، بلكه مقصود او اين است كه اگر فردى در چنان حالى قرار گيرد و تمركز كامل پيدا كند و به درون خودش مراجعه كند «خود» را مى‌يابد، در حالى كه «جسم» خود را احساس نمى‌كند. طبق اين تقريب، مقدمه اصلى اين برهان، شهود درونى است به ضميمه اين مطلب كه آنچه را فرد مى‌يابد، غير از حس است. بنا بر اين، به صورت علم حصولى هم مى‌توان ادعا كرد كه روح، مادى نيست و غير از چيزى است كه با بدن درك مى‌شود.
 
5. اگر «روح» موجودى شريف و الهى است، چرا اين روح شريف اگر در قالب انسان گنهكارى قرار گيرد به جهنم مى‌رود؟
پاسخ:
شرافت منسوب به روح انسان يا از جهت تكوينى و اجبارى و يا از جهت افعال اختيارى است. شرافت تكوينى انسان، فقط به خدا نسبت داده مى‌شود. تمامى ارزشها مال او و مربوط به اوست و انسان، هيچ دخالتى در اين جهت ندارد. روح انسان، به هديه زيبايى مى‌ماند كه كسى در اختيار ديگرى قرار مى‌دهد، همان‌گونه كه انسان گيرنده، در زيبايى آن هديه، نقشى ندارد، انسان هم در شرافت بخشيدن و ارزش دادن به روح خود از جهت تكوينى، هيچ نقشى ندارد، شرافت و ارزش تكوينى روح، مربوط به خالق، صاحب و آفريننده اوست، اما مواردى هست كه خود انسان هم در زيبا يا زشت كردن روح دخالت دارد. انسان با اختيار خود مى‌تواند بر كمالات روح بيفزايد يا اينكه موجب ضعف، انحطاط، نقصان و سرانجام سقوط آن در جهنم شود.
   پس از آن جهت كه روح به خدا نسبت دارد شريف است؛ اما از آن جهت كه به انسان نسبت دارد، مى‌تواند شريف يا غير شريف باشد.