صفحه ٥٥

معصومين(عليهم السلام) و ساير اولياء خدا به مرحله فعليت رسيده است؛ يعنى استعداد خلافة اللهى در نهاد تمامى انسانها گذارده شده است، اما در همه افراد به مرحله فعليت نمى‌رسد. اينكه حضرت آدم(عليه السلام) به عنوان اولين خليفه الهى معرفى مى‌شود به اين دليل است كه در ميان تمامى موجودات و آفريده‌ها تنها او شايستگى چنين مقامى را داشته است نه اينكه خلافت منحصر به او باشد.
   جانشينى خدا، اقتضائاتى دارد كه مى‌توان آنها را از آيه مباركه و سخنان معصومين(عليهم السلام)استنباط كرد. علم او از علوم عادى فراتر است، مى‌تواند علومى را به‌طور مستقيم از خداوند متعال دريافت كند، قدرتش به حدى مى‌رسد كه بر همه قدرتها اشراف پيدا مى‌كند و قدرتهاى ديگر محكوم اويند. خليفه الهى مى‌تواند در جهان مادى نسبت به موجودات ديگر آن‌چنان اعمال قدرت كند كه هيچ موجود ديگرى نتواند در مقابل او عرض اندام نمايد.
   پيشرفتهاى علمى و روحى انسانها نمونه‌اى از تجلّيات اين خلافت است كه كم و بيش در انسانهاى معمولى ظهور پيدا مى‌كند، ولى مرتبه كامل آن فقط در معصومين ـ سلام‌الله عليهم اجمعين ـ متجلى مى‌شود.
 
كـرامت
غير از آيه مباركه سوره بقره كه انسان را به عنوان جانشين خدا در ميان همه موجودات معرفى مى‌كند، آيه ديگرى هم هست كه از انسان بعنوان موجودى مُكرّم ياد مى‌كند.
«وَ لَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِى ءَادَمَ وَ حَمَلْنَـهُمْ فىِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَ رَزَقْنَـهُمْ مِّنَ الطَّيِّبَـتِ وَ فَضَّلْنَـهُمْ عَلَى كَثِير مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلا» (اسراء/ 70).
   ما آدمى‌زادگان را تكريم كرديم و به ايشان ارج و ارزش داديم و وسايل حمل‌شان را در خشكى و دريا فراهم كرديم؛ يعنى به آنها قدرتى داديم كه در