صفحه ٣٠

بشر امروزى با همه پيشرفت علوم و تكنولوژى نتوانسته است به درستى رمز و راز آنها را كشف كند. اين كه چگونه در وسط اين اهرام خلائى ايجاد شده كه از فساد و گنديدن اشياء جلوگيرى مى‌كند، مثلا مقدار گندمى كه از چند هزار سال پيش در آنجا گذاشته شده هنوز هيچ تغييرى نكرده است،از معماهاى آن تمدن است. بشر امروزى به قواعد علمى حاكم بر اينها پى نبرده است چه رسد به اينكه فوق آنها را ايجاد كند! و اين اهرام، ساخته دست همان خداپرستان و معتقدان به دين و آخرتند.
   پس بر فرض كه كاربرد روش علمى و تجربى را در اين مورد درست بدانيم، مى‌توان ادعا كرد كه «تجربه» خلاف ادعاى آنان را اثبات مى‌كند! هيچ انسان عالم منصفى، نمى‌تواند خدمت اسلام به تمدن و فرهنگ و پيشرفت بشر را انكار كند. خدمتى كه اسلام به تمدن و فرهنگ بشرى كرد، با كدام حركت اجتماعى قابل مقايسه است؟ همه دانشمندان منصف اروپايى و غربى، حركت علمى غرب را مرهون مسلمانها مى‌دانند. اگر اسم مرحله صنعتى شدن را بتوان «تكامل» گذاشت، غرب در همين تكامل هم مرهون اسلام است، اما به اعتقاد ما «تكامل» تنها بر جايى اطلاق مى‌شود كه رشد و كمال، همه جانبه و فراگير باشد و رشد يك جانبه را نمى‌توان «تكامل» نام نهاد.
   انسانى كه سرش بزرگ، اما ساير اندامهايش خيلى كوچك است آيا از نظر جسمى انسان كاملى است؟ درست است كه غرب از نظر مادى و صنعتى پيشرفت كرده، اما از نظر اخلاقى و معنوى عقب‌گرد كرده است. مگر بُعد اخلاقى و اجتماعى و معنوى مربوط به انسان نيست؟ امروزه ضعف اخلاق و معنويت در غرب، بلاى رفاه اجتماعى آنان شده است، به گونه‌اى كه زندگى در بسيارى از كشورهاى جهان سوم از زندگى در شهرهاى امريكا، به مراتب راحت‌تر است. ساختمانهاى رفيع و صد طبقه! اما ساكنانى مضطرب و افسرده! افسردگى،