صفحه ٢٣

آوردن اطلاعات ديگرى در اين زمينه باشد. يكى از وظايف دانشمند دينى همين است كه ابتدا بايد ديدگاه دين را در مورد موضوع خاصى بدست آورد و بعد از آن تحقيق كند كه آيا نظر دين با نظر مقبول در آن علم موافق است يا تعارض دارد و اگر تعارض دارد اين تعارض در كجاست آيا اين تعارض سطحى است يا اصولى، زيرا ناسازگارى بين منابع دينى و اطلاعات علمى گاهى در دو جهت كاملا متضاد است به حدّى كه يكى، ديگرى را كاملا نفى و طرد مى‌كند؛ يعنى، يا بايد اين را پذيرفت يا آن را و راه سومى وجود ندارد و گاهى برخورد آنها سطحى و قابل رفع است. به هر حال شناخت نقاط موافق و مخالف، امرى ضرورى است. توجه داشته باشيم كه مرحله شناخت با مرحله پذيرش متفاوت است؛ يعنى، در ابتدا بايد كوشيد از ميان نظرهاى متفاوت، نظر حق را بدست آورد و بعد از آن، اقدام به پذيرش كرد. به عنوان مثال، مى‌دانيم كه بين نظريات ارسطو و افلاطون در بعضى از مسائل علمى اختلاف است حال، اولين اقدام اين است كه با بررسى اين دو نظر، محل اختلاف را به خوبى دريابيم و از آن ميان قول صحيح را انتخاب كنيم، در خلال اين تفحص مسائل جديدى براى محقق روشن مى‌شود؛ مثلا، مى‌داند كه علاوه بر ارسطو، افلاطون هم در اين باب نظرياتى داشته است و اينكه قول كدام يك در اين باب مقبول تر است و... و بعد از روشن شدن اين موضوعات، نوبت به پذيرش يكى از آنهامى‌رسد. در مقايسه بين نظريات اسلام و ساير نظريات در علوم انسانى نيز همين مراحل طى مى‌شود. طبعاً كسى كه از اول گرايش اسلامى داشته و معتقد است آنچه از طرف خدا و پيغمبر(صلى الله عليه وآله وسلم) آمده صحيح است، نمى‌تواند نظرى غير از آن را بپذيرد و براى ساير نظريات در برابر نظر خدا و پيغمبر(صلى الله عليه وآله وسلم) اعتبارى قائل نيست. صرف نظر از اين موضوع كسى كه مى‌خواهد بدون هيچ وابستگى فكرى نظرياتى را در مورد موضوعى خاص بررسى كند، بايد از نظرياتى كه در دين مطرح شده است آگاه شود، زيرا ممكن است رأى جديدى را