صفحه ٣٧

دريچه هاى ورود به مرگ، آن ها را به آسايشگاه سالمندان مى فرستند تا در واقع پيرى خود را نبينند، و يا تمام عمر خود را صرف علوم پزشكى مى كنند از آن جهت كه لحظه اى هم شده ديرتر بميرند، زيرا اين ها نه از عالم غيب تحليل درستى دارند و نه معناى قيامت و زندگى ابدى را مى شناسند.
آرى انسان بايد تا مدتى كه در دنيا زندگى مى كند سالم زندگى كند و علم بهداشت و علم پزشكى در اين راستا مى توانند به انسان كمك كنند، چون نبايد طبيعت و بدنى را كه خدا به ما داده است خراب كنيم و در استفاده ى بهتر از آن كوتاهى نماييم. علم پزشكى به لحاظ درمان بيمارى ها براى آن است كه نقص عضو و يا مرگِ بى جا نصيب انسان نشود. ولى بعضى مواقع به اسم درمان، موضوعِ فرار از مرگ به ميان مى آيد، اين ديگر درمان غير حقيقى است و لذا بايد روشن شود كدام درمان، حقيقى و كدام درمان غير حقيقى است.
آنچه امروزه در بعضى موارد به چشم مى خورد آن است كه كسانى به علم پزشكى به عنوان راهى براى فرار از مرگ مى نگرند و اين امر موجب مى شود كه مرگِ خود را سخت تر كنند و با روى گشاده و روانى آسوده با مرگ روبه رو نشوند.