صفحه ١٦

يكى از عبادات واجب، نماز است . اين عبادت اگر كما هو حقه (آن گونه كه سزاوار آن است ) بجا آورده شود، موجب مى گردد كه انسان نمازگزار از امور مادى، لذائذ و نعم جسمانى و مادى دورى كند و روح و جان خويش را با عوالم بالا ارتباط دهد، و نيز باعث مى شود كه انسان با پاگذاردن بر هر آنچه او را از خدا غافل مى كند، به پروردگار مشغول شود و با او با تمام حضور قلب و توجه باطن راز و نياز كند. اين عبادت سبب مى شود كه استعدادهاى نهفته در آدمى كه او را به باطن اين عالم سوق مى دهد زنده و شكوفا گردند و سرانجام انسان از حضيض دنيا و ماده به بلنداى معنويت و صفا اوج گيرد؛ در اين راه سلاح او صلوة است و همين وسيله تقرب است كه در شرع مبين اسلام از اهميت بسزايى برخوردار مى باشد و ائمه هدى و پيامبر اكرم عليه و عليهم السلام در اين باره سفارشهاى فراوان و تاءكيدهاى مهمى داشته اند.
نماز عبادتى است كه بين عبد و مولا ارتباط برقرار مى كند و اين ارتباط سبب مى شود كه عبد در بقيه امور زندگانى خدا را مد نظر گيرد و او را فراموش نكند. در نماز است كه انسان، نياز ذاتى پناهندگى به قدرت مطلق را اشباع مى كند. مگر نه اين است كه طفل به مادر پناهنده مى شود و ضعيف به قوى، و اين احساس يك زمينه ذاتى در درون انسان و در اعماق روح او دارد؟ پس چه كسى بهتر و شايسته تر از خداى حكيم، قادر و بى نيازى كه خالق ما و مسجود و محبوب ماست . در نماز به او پناه مى بريم و روح و جانمان را آرامش بخشيده، با او راز و نياز مى كنيم.