صفحه ١٥

 نماز حقيقى است كه ديگر به نمازگزار اجازه نمى دهد با خداى خويش نقض عهد كند و با بندگان خدا ناسازگارى ورزد و خلاصه اگر فرد نمازگزار براستى نماز به پاى دارد، بايد گفت به حقيقت در راهى گام نهاده كه مرضى پيامبر اكرم (ص) و ائمه هدى عليهم السلام است .
اينك قبل از آن كه به بيان حقايقى درباره اجراى نماز بپردازيم، لازم است كه مطالبى را بيان كنيم . مطلب نخست اين است كه خداوند تبارك و تعالى از هر چه نقص و عيب است مبرى و منزه است و بى نياز و غنى مطلق مى باشد. نه عبادت و طاعت بندگان به خدا نفعى مى رساند و كمبودى از او (نعوذ بالله ) برطرف مى سازد و نه عصيان و نافرمانى ايشان ضررى را بدو متوجه كرده، يا نقصى را به او وارد مى آورد. خداوند بى نياز مطلق است و ماسواى او نيازمندان درگاه اويند. همه موجودات هم در مقام ايجاد و هم در مقام بقاى ذات، محتاج فيض او هستند. اگر لحظه اى لطف او منقطع گردد، زوال و نابودى گريبانگير ممكنات خواهد شد. لذا اگر خداوند عبادتى را در حق افراد انسانى واجب قرار داده و انسان را موظف ساخته است كه دستورهاى اخلاقى حميده را به كار بندد و خويش را به صفات پسنديده آراسته كند و از دستورهاى اخلاق ذميمه دورى كرده، نفس و جان خويش را از آن صفات، پاك و مصفا گرداند، همه و همه به اين جهت بوده است كه خود انسانها با عبادت و بندگى خدا و تقرب به درگاه او سود برده، راه ترقى و كمال را بپيمايند و با دورى از محرمات و ناپاكيها خويش را از صدمات جسمى و معنوى مصون و محفوظ نگه دارند. پس سود و نفع مادى و معنوى عبادات و دستورهاى دين به خود انسانها بر مى گردد و نفع و ضررى به حال خداوند كه خالق همه چيز و بى نياز از همه چيز است، ندارد.