صفحه ١٩

وادى ظلم، جهل و تاريكى نجات دادند به سوى حق و صفا و روشنايى رهنمون شدند، روى برتافتند و به غير ايشان كه داعيه خلافت و رهبرى انسانهاى مسلمان را داشتند روى آوردند، چه مى توان گفت ؟ مگر نه اين است كه حق ايشان در طول تاريخ زندگانى پر فراز و نشيب و روزگار سخت خلفا و سلاطين جور غصب شده است ؟ و مگر نه اين است كه نه تنها امر و حكم و دستور و كلمات اين بزرگواران مورد اعتنا قرار نگرفت، بلكه هر يك به گونه اى مورد ظلم و ايذاى سلاطين وقت و غير ايشان قرار گرفتند؟ مظلوميت ايشان هم در ادعيه پر سوزوگداز از ايشان واضح است و هم در مقاتل و و ذكر مصائب ايشان، دشواريها و ظلمهايى كه در زندانها، شكنجه گاهها و ميدانهاى قتال و غير اينها بر ايشان روا داشته اند. آيا مى توان گفت كه امير المومنين على عليه السلام پس از رسول اكرم مورد استقبال مردم قرار گرفت، آيا فرزندان على (ع) در طول تاريخ چند صد ساله، جز زندان و شكنجه و حبس و ايذا و در نهايت شهادت، حظ و بهره اى از زندگى برده اند؟ پس نمى توان گفت كه مخالفان ايشان حبّ و دوستى آنها را در سينه داشته اند و نيز نمى توان گفت كه با ايشان دشمنى نورزيده اند و بغض و كينه اى از ايشان به دل نداشته اند. با اين وجود صلوة و صوم و زكاة و خمس و بقيه عبادات، در كنار ظلم و ايذاى پيشوايان بحق دين تا چه اندازه در درگاه ربوبى پذيرفته مى شود؟ از آنچه كه در قرآن و روايات است و از آنچه كه در تاريخ صدر اسلام و روزهاى بعد از آن مضبوط است، استنباط مى شود است كه به طور قطع آنان كه به ولايت ائمه هدى گردن ننهادند، مقبوليت عبادات خويش را منهدم ساختند و در قيامت كه از نعيم ولايت پرسش مى شود، بايد جوابگو باشند.