صفحه ٦٥

 معاملات پایاپاى را حل کرده است، ولى هنوز مشکلات مهمى دارد، از جمله مسأله حمل و نقل، بخصوص در معاملات بزرگ و سنگین، و مشکل سرقت آنها، بخصوص در سفرها که طبیعتاً انسان طلا و نقره بیشترى همراه دارد.
علاوه بر این حجم طلا و نقره دنیا محدود است و پاسخ نیاز انسان را در این زمینه نمى دهد.
این مشکلات سبب شد که انسان به سراغ پول هاى کاغذى برود و پول کاغذى را جانشین طلا و نقره کند، اگرچه پول کاغذى هم، مشکلات جدیدى از جمله تورم را آفرید (تورم در بسیارى از موارد زاییده پول هاى کاغذى است، زیرا ارزش پول هاى طلا و نقره همراه با بالا رفتن قیمت ها بالا مى رود) ولى چون مشکلات طلا و نقره را نداشت به عنوان حلقه اتصال بین کالاها پذیرفته شد.
از این بحث نتیجه مى گیریم که پول ـ بخصوص پول هاى کاغذى ـ وسیله تبدیل کالاها به یکدیگر است، نه یک کالا، و به تعبیر فقها ثمن است نه مثمن، و به تعبیر سوم حواله است و به عبارت چهارم امر اعتبارى است که قدرت دولت ها پشتوانه آن است (هر چند تصوّر عموم این است که پشتوانه آن طلا و نقره خزانه یا اموال و سرمایه هاى دولت است).
حال اگر این پول را تبدیل به کالا کنیم و بخواهیم از راه ربا به این وسیله سود ببریم این کار برخلاف فلسفه اولیّه پول و اسکناس