صفحه ٧٧

و پاکى و تقوا و خوشبختى دو زوج جدید است.
تاریخ نیز اسراف کاریهاى جنون آمیزى را از سوى ثروتمندان مرفّه و بى درد، و طاغوتهاى هر زمان، به خاطر دارد، و از آن جمله ریخت و پاشهاى بى حساب «عبّاسیان» از «بیت المال مسلمین» در عروسیهاى پر خرجشان است.
در یکى از این گونه مراسم، خلفاى عباسى به جاى «نُقل» یا «سکّه هاى کوچک» که بعضى از مردم بر سر عروس مى پاشند (و به تعبیر عربها «نثار» مى کنند) ورقه هاى کوچکى را که هر کدام سند مالکیّت یک ملک و آبادى ششدانگ! بود، بر سر عروسشان پاشیدند و هر کس یکى از آنها را به دست مى آورد مالک یک آبادى مى شد (و جالب است که افراد حاضر در آن مجالس، همان درباریان پر پول و ثروتمندان حاشیه نشین بودند).
حال ببینیم در مراسم جشن عروسى این خانواده نمونه و بى نظیر چه گذشت.
یک ماه از مراسم عقد بانوى اسلام(علیها السلام) با على(علیه السلام)گذشت. روزى «امّ ایمن» با جمعى از همسران پیامبر(صلى الله علیه وآله)به محضرش شرفیاب شدند، «اُمّ ایمن» مطلب را از جاى جالبى که قلب پاک پیامبر(صلى الله علیه وآله)را به شوق مى آورد شروع کرد و گفت:
اگر خدیجه امروز در حیات بود چشمش به عروسى